+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم آبان ۱۳۸۸ ساعت توسط محمد نیک دستی
|
موضوع اسكيس : ارائه طرح هاي متفاوت با راندو هاي متفاوت براي يك پلان مشخص كه كليات پلان ثابت بوده و مي توانستيم هر جا را به دلخاه ديوار يا پنجره در نظر بگيريم .قسمت هاي باغچه مانند طوري در نظر گرفته شده بود كه مي توانستيم سقف باغچه را باز در نظر بگيريم تا درخت ها از سقف خارج شوند
+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم آبان ۱۳۸۸ ساعت توسط محمد نیک دستی
|
این کار جالب و هنرمندانه در دهکده ای در سویس صورت گرفته است. همانطور که در تصویر اول نیز مشاهده میکنید. دایره های سفیدی از دور بر روی دهکده دیده می شوند و جلوه خاصی به دهکده از فاصله دور می دهند. این دوایر به صورت تکه به تکه بر روی خانه ها نقاشی شده اند به این صورت که از فاصله نزدیک فقط تکه ای از این دوایر بر روی خانه ها دیده میشود در حالی که از فاصله دور جلوه ای جالب و هنری دارند. در ادامه شکل هایی از این دوایر و روند انجام کار را مشاهده خواهید کرد…
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم آبان ۱۳۸۸ ساعت توسط یاسر رشیدی
|
كاربردهای رنگ، روابط، تأثیرگذاری و چگونگی ساختن رنگها همواره مورد توجه دكوراتورها بوده است. بخشی
از تأثیرگذاری رنگها وابسته به نمود شخصیت مستقل هر رنگ است كه از آن
میتوان به عنوان قدرت بیان و زبان رنگها نام برد؛ بخش دیگر مربوط به
وضعیت ذهنی و روانی افراد است، با نوع انتخاب و نوع استفاده از رنگهای
مشخص میتوان به خصوصیات روانی و شخصیت افراد تاحدود زیادی پی برد. در اینجا قصد داریم به بررسی روانی رنگ سبز در فضا بپردازیم؛
+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم آبان ۱۳۸۸ ساعت توسط یاسر رشیدی
|
به نام یگانه معمار هستی.....
غير از هنر كه تاج سر آفرينش است
بنياد هيچ منزلتي جاودانه نيست ...
و بي شك معماري هنر است،هنر خلق كردن،آفريدن،جهت دادن و مقياس بخشيدن به بي كرانگي فضا و...
من یاسر و دوستم محمد هم رشته اي هستيم و رشتمون معماريه و دوست داریم داشته هامون رو به اشتراک بزاریم. درصورتی که مایل به تبادل لینک و یا همکاری با ما هستید در قسمت نظرات درج کنید یا از طریق ID با من در میان بگزارید. امیدوارم از این وبلاگ استفاده کافی رو ببرید.
آن گاه که قطره اي عشق بر توده اي از خاک افتاد و دست هايي مهربان آن را ورز داد...تا آن قطره اشک عشق در تمام جان نفوذ کرد..آنگاه انسان اشرف آفريده ها به وجود آمد و پا بر خاک گذاشت..قدم زد و به اسمان نگريست.به خط آسمان که در آن زمين و آسمان به هم چون دو کبوتر عاشق پيوند خورده بودند خيره شد...انسان احساس کمبود کرد..احساس يک کار ناتمام..انسان مشتي خاک را با عشق ورز داد..و آسمان نيز به نشانه تاييد و خشنودي باريدن گرفت...خاک از شدت تشنگي بر لبانش ترک افتاده بود..باران تمام شد...و آفتاب با لطفي مادرانه خاکي که انسان با عشق ورز داده بود را نوازش کرد...و آنگاه خشت را آفريد..آري! انسان خلق کرده بود...انسان معماري کرده بود...
معماري تجسم قالبهاي درون بعد ذهن آدمي است به واسطه بعد بخشيدن به فضاي بي انتهاي هستي ،..
معماري حد آسمان وزمين است،حد درون و بيرون، كوچك و بزرگ ، محدود و نامحدود و ... معماري هنر معني بخشيدن هاست،..
معماري آن كنايه مليحي است كه تجربه سكونت را بر گردش ميتند و خلاصه ... " معماري واقعيتي است از جنس زندگي"